Daisypath - Personal pictureDaisypath Happy Birthday tickers
آدرین , پسری نازنین مامان
قالب وبلاگ

اين روزها با هم ميريم تو جنگل و كنار آب ميگرديم و  چيزهاى جديد ياد ميگيريم و كشف ميكنيم برگ و سنگ هم گاهى جمع ميكنيم كه كاردستى درست كنيم ، كلا خدا رو شكر كه سركار نميرم و وقتم همش. مال تو است عشقم

اينروبات رو هم خودت با برنامه مخصوص ربات سازى درست كردى

 

 



[موضوع : ]
[ چهارشنبه 27 خرداد 1394 ] [ 2:58 ] [ مامان شقایق ]

Boys tend to have a warm relationship with their mother. It is natural for a son to want to be close to her and protect her. To boys, their mother is the most beautiful, most perfect woman in the world. Her faults are practically invisible to her sons.

Fathers bring out more of a boy's adventurous, playful side, with the possibility of more risky pranks and greater physical impact; "while the mother is for her son, the good, the welfare, the law, in a word, the Godhead in a form accessible to children," said Henry Fredéric Amiel.

The balance of a mother/son relationship is critical for normal growth and development of the child's personality. The boy needs to feel that he is accepted and loved unconditionally, that he can approach and seek protection at any time and will be welcomed. To deny these needs can bring about severe consequences. The hurt acquired in childhood shapes a person's character. Physical and/or psychological abuse coming from the person who the child loves and trusts the most, will make a child feel that the world is hostile and should be handled with violence and self-defense.

So what do boys need from their mothers?

1. Love

Tell your son how much you love him, and let it be clear. Demonstrate gestures of acceptance. He will in turn reflect that love to you and to others.

2. Teaching

Your son wants and needs to be taught. Teach him to do good, the difference between right and wrong, to be self-sufficient and to be independent.

3. Space to Grow

Instruct him, set good examples for him and then trust him to try things on his own.

4. Loving Correction

Give him room to make mistakes, and to learn from them. Correcting your son's mistakes firmly but kindly will help him want to do the right thing. Humiliating correction, on the other hand, produces the opposite effect.

5. Limits

Setting limits is important. If a child feels that you cannot control his inappropriate behavior, he will feel like he is stronger than you and will try to manipulate you. On the other hand, if you overwhelm your son with inappropriate limits, he will feel no confidence and have difficulty getting and keeping jobs in the future. Setting appropriate limits will help him succeed.

6. Physical contact

Hug and kiss your child. Look into his eyes, smile at him and play and laugh with him. Let your son seek your hand when he needs support, and let him meet your eyes' approval when he is feeling insecure. Make your arms available when he is happy or needs a shoulder to cry on.

Mothers, you will discover that a son, who depends on your love and the security that it conveys, is one of the best gifts God has given you.

This article is a translation and adaption of the original article "Como os meninos enxergam suas mães" published on familia.com.br.



[موضوع : ]
[ پنجشنبه 14 خرداد 1394 ] [ 2:16 ] [ مامان شقایق ]

 

💓روز پسر مبارک💓
امروز تو تقویم هخامنشی روز پسره...
ﺭﻭﺯ ﭘﺴﺮ ﻣﺒﺎﺭكــ 
بابايي هاي اينده 
سلطان غــرورا
تكيه گاهاي محكــم
غيرتيـــاي خواستنــي
تـه ريش دارا
گــُل پسـرا
كه دنياشون
پر از پیراهــن و شلواره
پر از کتونی و کالج و ادکلن
قربون صدقه هایی که از مادرشون میرن 
عاشقهای مطلق مامانا
ابهت دستهای مردونه
سر گذاشتناشون روی پای مادر
عاشقان سیب زمینی سرخ کرده
آهنگ گوش دادنای نصف شب,تو اتوبان
با ناراحتی ﺑﻪ یه عکس نگاه کردن
دوش گرفتنای 5 دقیقه ای
قولهایی که وقتی میدن رد خور نداره
کلمه های رمزی که فقط خودشون معنیشو می دونن
دنیای پسراشاید پر از غصه های یواشکیه
ولی،
پر از عشقه که اخرش به مامانشون ختم میشه
اهای پسر دارها.........
روز پسرهاتون مبار
ك

 

 



[موضوع : ]
[ دوشنبه 4 خرداد 1394 ] [ 20:57 ] [ مامان شقایق ]

عزیزترینم,فرزندم 
من مادرت هستم...
من با عشق, با اختیار, با اگاهی تمام پذیرفته ام که مادرت باشم 
تا بدانم خالقم چگونه مخلوقش را دوست میدارد هدایت میکند و در برابر خواسته های تمام نشدنی اش لبخند میزند و در اغوشش میگیرد,
من یک مادرم هیچ کس مرا مجبور به مادری نکرد... من به اختیار مادر شدم تا بدانم معنی بی خوابی های شبانه را تا بیاموزم پنهان کردن درد را پشت همه حجم سکوتی,که گاه از خودگذشتگی نامیده میشود... تا بدانم حجم یک لبخند کودکانه ات می تواند معجزه زندگی دوباره ام باشد...
من نه بهشت می خواهم نه اسمان و نه زمین ... بهشت من زمین من و زندگیم نفس های ارام کودکی توست که در اغوشم رویای پروانه ارزوهایت را میبینی...
من مادرم ,همانی که خالقم ذره ای از عظمتش را به من بخشید تا تجربه کنم حس بزرگی و لامتناهی شدنش را.
من هیچ نمی خواهم هیچ ... هیچ روزی به من تعلق ندارد, همه روزها ساعت ها و ثانیه های من تویی ومن دست کودکیت را میگیرم تا به فردای انسانیت برسانم که این رسالت من است بر تو وهیچ منتی از من بر تو وارد نیست که من با اختیار به عشق تو را به این دنیای پر اشوب
خوانده ام...

 



[موضوع : ]
[ جمعه 1 خرداد 1394 ] [ 3:02 ] [ مامان شقایق ]

عشق من 

با ارزشمندترين گردنبند دنيا بر گردنم دستان گرم و پر عشق توست و وجودت بزرگترين الماس، تا تو را دارم همه گنجهاى دنيا همراه من است ، عاشقانه هايم فقط براى توست 

 



[موضوع : ]
[ يکشنبه 20 ارديبهشت 1394 ] [ 2:32 ] [ مامان شقایق ]

آدرينم تمام زندگى و عشق من ، اى اميد زندگى عاشقانه هايم براى توست ..

عشق ما ... عشق من به تو عشق تو به من یک پدیده است..صدای قلب تو ... صدای زندگیست.

زندگی را دوست داشته باش نازنین ِ من

زندگی را زندگی کن عاشقانه کودکانه... حتى  وقتی بزرگ شدی  کودکانه زندگی کن ، تمام جان ِ دوستت دارم را یواشکی به تو هدیه میکنم... تو خوب میدانی که من چقدرعاشقانه با تو حرف میزنم...

تو خوب میدانی که...من تا همان لحظه که بمیرم قرار است در کنارت بمانم 

اميدم.... به خاطر ِ تو هم شده همیشه آبی می مانم به خاطر ِ تو هم شده تمام ِ روزهای بعد از این مهربانتر خواهم شد به خاطر تو هم شده غم دلم را برای خودم نگه میدارم ....

دلم میخواهد بهانه بگیری  و  من کلافه شوم ...بریزی ...بپاشی ...و من حرص هایم را سر ِ بیخیالی خالی کنم...

به دنیا بداند تو برای من از هر چیز ِ دیگر مهم تری

 پســـــــــرم...

نوازشت میکنم .....لمست میکنم.... می بوسمت ....موهای نرمت را شانه میکنم صورتت را میشویم و تو شاید نمیدانی این کارها را عشق میکنم ...

و تو شاید ندانی از روزی که به دنیا آمدی تا لحظه ای که از دنیا بروم هر روز عاشق تر از روز ِ قبل میشوم

تو وادارم میکنی تا دوباره به لهجه ی کودکی هایم با تو صحبت کنم.

و روی حیاطی که هنوز کف ِ آ ن خاکیست و آب پاشی شده با تو پابرهنه بدوم تا کف ِ پاهایم گِلی شود.

تو وادارم میکنی با خودم شرط ببندم تمام ِ کوچه های بن بست دنیا را نادیده بگیرم.

و ...وادارم میکنی خنده هایم را از چمدان زیر تخت بیرون بیاورم .و ...دوباره تمام ِ غصه هایم را تا کنم بگذارم توی چمدان ، زیر تخت.

ميدانم كه خداوند تو را مثل سبزینه ها پاک آفریده است.شاید خداوند تو را به خاطرِ این به من داد که هم وزن معصومیتت دوستت داشته باشم شايد باید باهم بعدهای بعد از این بخندیم و برقصیم ....رهای رهاشاید به خاطر این تو یک تکه از من شدی که خدا به من اجازه دادتکه های احساسم را در تو تکثیر کنم.

بابت همه اين شايدها هر روز خداوند را شكر ميكنم كه تو را به من داد و تجربه با تو بودن زندگى ام را هر روز شيرين و شيرينتر ميكند. 

عاشقانه ميپرستمت يگانه صاحب قلب و جانم 

و هر روز برايت فرداى بهترى را از خداوند خواهانم

اميدوارم در سايه پدر آسمانى بهترين فرداها را ديدار كنى 

 

 

 


[موضوع : ]
[ دوشنبه 14 ارديبهشت 1394 ] [ 16:37 ] [ مامان شقایق ]

 

به چهره ي معصوم فرزندم نگاه ميكنم.
گاهي اوقات فراموش ميكنم كه چگونه به خداوند التماس ميكردم كه فرزندي سالم به من عطا كند.

گاهي اوقات در اثر خستگيهاي روزانه و فشارهاي زندگي، فراموش ميكنم كه چه روزها و شبهايي اشك ميريختم و زاري ميكردم به درگاه خداوند، كه فرزندي را كه در شكم دارم سالم به مقصد برساند.

فراموش ميكنم كه فرشته اي در كنار دارم كه اگر نبود، همه چيز برايم بي مفهوم بود.

فراموش ميكنم بيشتر ببينمش، 
بيشتر برايش وقت بگذارم،
كمتر سرش فرياد بكشم 
و كمتر او را مواخذه كنم.

خدايا!
بار ديگر از درگاهت تقاضا ميكنم براي بزرگ كردنش و انسان تربيت كردنش، به من صبر بدهی.

اى خداوندم
ازتو ميخواهم كمكم كني براي مهربانتر بودن و اينكه هيچگاه فراموش نكنم كه تو او را به من هديه دادي و او امانتي ست نزد من، 
پس بايد بكوشم در امانت داري.

اى پدر آسمانى
به من نيرو بده تا چون كوهي محكم در كنارش باشم و به من توانايي بده تا به ابد با او دوست باشم.
خدايا!
پيشاپيش سپاسگزارم و ميدانم وقتي موهبت مادر شدن را به من عطا كردي، نعمت پرورش درست را نيز عطا خواهي كرد.

🌹



[موضوع : ]
[ سه شنبه 1 ارديبهشت 1394 ] [ 23:39 ] [ مامان شقایق ]

✅از روانشناسی پرسیدند بهترین الگو برای پیروی چیست ؟
گفت :کودکان بهترین الگو هستند .
گفت :کودکان که  هیچ نمی دانند .
گفت :::
سخت در اشتباهید .
✅کودک چهار خصوصیت دارد که نباید هیچگاه فراموش کرد ....
⚪اول اینکه ''
بی دلیل همیشه شاد هستند .
⚪دوم اینکه 
همیشه سرشان به کاری مشغول است .
⚪و سوم ...
وقتی چیزی را میخواهند تا بدست نیاورند دست از اصرار بر نمی دارند.
⚪و سرانجام اینکه .....''
براحتی ''''''''''''
''گریه می کنند .'''

✅امروز یه چیز جدید یاد گرفتم..بد نیست برای شما هم بنویسم:
✅معنی فرزند چیست؟
فرزند ترکیب دو واژه است..
⚪"فر" به زبان زرتشت به معنی شکوه
⚪و "زند" به معنی زندگی است

✅و فرزند یعنی 
                 "شکوه زندگی"..



[موضوع : ]
[ پنجشنبه 27 فروردين 1394 ] [ 14:36 ] [ مامان شقایق ]

مادر و پسر

بهترين رابطه دو نفره دنيا، مامان هميشه مراقب پرنس خودشه و به اون عشق ورزيدن رو ياد ميده و بزرگ شدن اون رو نگاه ميكنه، اون هم حرفهاى مادرشو ميشنوچون تو دنيا براى اون هيچ كس مهمتر از مامانش نيست، اون هيچ نيازى نخواهد داشت چون هر لحظه كه مامانو لازم داره اون در كنارشه ، اگر زمين بخوره يا ناراحت باشه مامان براش گريه ميكنه و به سادگى به اون ميگه دوستش داره .

هر چقدر هم كه بزرگ بشي اينو يادت باشه كه پسر كوچولوى مامان باقى ميمونى

عاشقتم نفسم  

 



[موضوع : ]
[ سه شنبه 25 فروردين 1394 ] [ 19:57 ] [ مامان شقایق ]

 

محبت" تقدیم به همه مادران دنیا "محبت

 

 

 

در عالم کودکی به مادرم قول دادم که تا همیشه هیچ کس را بیشتر از او دوست نداشته باشم ، مادرم مرا بوسید و گفت : نمی توانی عزیزم !

 

 

 

گفتم می توانم، من تو را از پدرم و خواهر و برادرم بیشتر دوست دارم.

 

 

 

مادر گفت یکی می آید که نمی توانی مرا بیشتر از او دوست داشته باشی..

 

 

 

نوجوان که شدم دوستی عزیز داشتم ،ولی خوب که فکر می کردم مادرم را بیشتر دوست داشتم.

 

 

 

معلمی داشتم که شیفته اش بودم ولی نه به اندازه مادرم..

 

 

 

بزرگتر که شدم عاشق شدم ، خیال کردم نمی توانم به قول کودکی ام عمل کنم ولی وقتی پیش خودم گفتم کدامیک را بیشتر دوست داری باز در ته دلم این مادر بود که انتخاب شد...

 

 

 

سالها گذشت و یکی آمد... یکی که تمام جان من بود...

 

 

 

همانروز مادرم با شادمانی خندید و گفت دیدی نتوانستی...

 

 

 

من هرچه فکر کردم او را از مادرم و از تمام دنیا یشتر می خواستم.او با آمدنش سلطان قلب من شده بود.

 

 

 

من نمی خواستم و نمی توانستم به قول دوران کودکیم عمل کنم...

 

 

 

آخر من خودم مادر شده بودم...

 



[موضوع : ]
[ جمعه 21 فروردين 1394 ] [ 12:10 ] [ مامان شقایق ]

فرزندم ، پسرم ، نفسم، عشقم

آدرين ، زيباترين قلب دنيا، اميد و آرزو

آرزويم اين است كه درتمام سفرهاى زندگيت امن و سالم باشى ، از تجربياتى كه مى آموزي و راهى كه ميپيمايي لذت ببرى و هميشه راه خانه را هم به خاطر بسپار و بدان من هميشه و تا آخر دنيا با تمام وجودم دوستت دارم و بيصبرانه انتظار خبرهاى خوش از موفقيتها و شاديهايت را دارم ، همه وجود من عاشقانه مى پرستمت وهمه عشقم تا آخر دنيا فقط فقط براى تو است .

   مامان

 



[موضوع : ]
[ پنجشنبه 6 فروردين 1394 ] [ 21:00 ] [ مامان شقایق ]

Love

Last Night we celebrate the Iranian New Year That Comes In the beggining of the spring and we call It NowRouz we Bought You some gifts and you were one of the happiest Kids in the word When you saw your maxSteel Set .

I Love You

Happy Nowrouz



[موضوع : ]
[ شنبه 1 فروردين 1394 ] [ 19:22 ] [ مامان شقایق ]

بچه عجیب ترین موجود دنیاست ،

می آید ،👼
مادرت میکند ، 
عاشقت میکند ، 💏
رنجی ابدی را در وجودت میکارد . 
تا آخرین لحظه عمر عاشق نگهت میدارد 💘
و تمام ...!
بگمانم مادر بودن یک نوع دیوانگی ست ؛
وقتی مادر میشوی ،
رنجی ابدی بسراغت می آید؛ 

رنجی نشات گرفته از عشق ...
مادر که می شوی ،
میخواهی جهان را برای فرزندت آرام کنی .🌏
میخواهی بهترین ها را از آن او کنی . 
وقتی می خزد ، چهاردست و پا میرود، راه میرود و می دود ، 
تو فقط تماشایش میکنی و قلبت برایش تند می تپد ...
از دردش نفست میگیرد . 
روحت از بیماری اش زخم می شود . 
مادر که می شوی دیگر هیچ چیز جهان مثل قبل نخواهد بود . 
مادر که می شوی ، کس دیگری می شوی ؛ کسی که وجودش پر از عشق و جنون و دیوانگی است ...



[موضوع : ]
[ سه شنبه 26 اسفند 1393 ] [ 14:43 ] [ مامان شقایق ]

I know that God make us Inthe best way He can. And he want Us to be the best and be like him.Thanks God that you are so smart and so lovely and I know that you have a Bright future , Love I will be Always ..there for you to help you and love you . Remember . You are my baby always and forever

 



[موضوع : ]
[ چهارشنبه 13 اسفند 1393 ] [ 20:43 ] [ مامان شقایق ]



[موضوع : ]
[ يکشنبه 10 اسفند 1393 ] [ 16:14 ] [ مامان شقایق ]
صفحه قبل 1 2 3 4 5 صفحه بعد
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من شقایق متولد 30 آذر 56 هستم آدرین پسر خوشگل و باهوش من در 11 آذر 89 به دنیا اومد و زندگیمو شیرین تر از همیشه کرد.اینجا میخوام روزشمار بزرگ شدن آقا رو بنویسم البته اگر خودش برام وقت بذاره.
آرشيو مطالب
آمار وبلاگ
آنلاین : 1
بازدید امروز : 2
بازدید دیروز : 21
بازدید هفته گذشته : 39
کل بازدید : 31491
امکانات وب